قدر زر زرشناس داند و قدر گوهر گوهری . همین و بس

همسر شهدی رو میشناسم که یک نفر بارها ازش بعد شهادت همسرش خواستگاری کرد و اون قبول نمی کرد دفعه آخر به طرف گفت : لطفا دیگه اصلا مزاحم من نشید .
اون شخص رفت در خونه شهید و .... از صدای فریادش همسایه ها ریختن بیرون و اون پلید فرار کرد .
بنده خدا بعد این ماجرا رفت سر قبر همسرش و ساعت ها گریه کرد و بعدش که اومد فقط یک جمله گفت : هیچ کی مثل رضای من مرد نیست
نظرات شما عزیزان: