قاطی پاطی |
|
سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی
شبی که شام آخر بود، به دست دوست خنجر بود
چه جنگ نابرابری، چه دستی و چه خنجری
ندانستیم و دل بستیم، نپرسیدیم و پیوستیم
سفر با تو چه زیبا بود، به زیبایی رویا بود
سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی
در آن هنگامهی تردید، در آن بنبست بیامید
نظرات شما عزیزان: asrin
![]() ساعت9:11---9 مهر 1394
لایک وبت خوجله!!!!!
پاسخ:lمرسی |